هشدار !

از آنجایی که ظاهراً بخشی از مسئولین محترم بر بی مسئولیتی اصرار دارند و طی ده روز اخیر بجای آگاه سازی، چنان فضاسازی و رنگ آمیزی کردند که گویی  همه گیری کووید 19 تمام شده و ما پیروز شدیم، به عنوان یک متخصص پزشکی اجتماعی وظیفه خود دیدم که نسبت به گسترش مجدد و سریع بیماری در جامعه، که با عوارض جانی، روانی، اقتصادی و اجتماعی جبران ناپذیری همراه خواهد بود هشدار دهم. مشخصاً این توصیه ها را جدی بگیرید:

  • اگر تا کنون اقدام به زدن واکسن نکرده اید، هرچه سریعتر اقدام کنید. عوارض احتمالی و نادر واکسن ها به هیچ عنوان با عوارض قطعی و جدی ابتلاء به بیماری قابل مقایسه نیست.
  • اگر از تزریق دوز دوم واکسن بیش از 6 ماه گذشته، برای تزریق دوز سوم تعجیل کنید.
  • کلیه ملاحظات پیشگیرانه که پشتوانه علمی داشته و از طریق مراجع علمی توصیه شده است را کماکان جدی بگیرید. با توجه به قابلیت انتقال بسیار بالاتر سوش جدید ویروس، استفاده صحیح از ماسک و حفظ فاصله فیزیکی و عدم توقف در محیط های دربسته را (حتی با ماسک) بیش از پیش رعایت کنید. به این ترتیب امسال هم اکیداً از خیر دورهمی های شب یلدا صرف نظر کنید و به خودتان و عزیزانتان شر مرسانید!
  • علائم سرماخوردگی، خستگی و بدن درد و اسهال را جدی بگیرید و ابتلاء به کرونا فرض کنید و تماس خود با دیگران را کاملاً محدود کنید. به دنبال توجیه علائم و فرار از مسئولیت خانوادگی و اجتماعی خود نباشید!      

پنجمین دوره آنلاین تربیت مشاور و درمانگر جنسی

 

چهارمین دوره آنلاین تربیت مشاور و درمانگر جنسی

 

مسئولیت پذیری، حلقه مفقوده سلامت جنسی در کشور

اگرچه با ورود به قرن 21، در مجموع نگاه منعطف‌تری نسبت به جنسینگی (sexuality) در سراسر دنیا به وجود آمد و رفتار متکثر جنسی، بیش از پیش به رسمیت شناخته شد؛ اما همه این تغییرات منجر به آن شد تا توجه متخصصان این حوزه به مفهوم "مسئولیت‌پذیری" دوچندان شود.

این مسئولیت‌پذیری جنبه‌های مختلفی دارد و "فرد"، "جامعه" و "حاکمیت" را به سهم خود درگیر می‌کند. شاید نتوان بسیاری از کشورهای دیگر را در این خصوص الزاماً چندان پیشرفته به حساب آورد؛ اما بی‌مسئولیتی در حوزه سلامت جنسی در ایران، یک نمونه منحصر به فرد است.

به شکل رایجی "افراد" درک درستی از جنسینگی خود ندارند؛ به جایگاه و انتظارات شریک جنسی خود احترام نمی‌گذارند؛ به ایمنی رابطه و پیامدهای منفی احتمالی رفتار جنسی خود که می‌تواند آسیب به سلامت جسمی، روانی و اجتماعی خودشان و دیگران را به دنبال داشته باشد، بهاء کافی نمی‌دهند (اگر اصولاً درک درستی از خطرات داشته باشند).

وقتی تعداد چنین افرادی در یک "جامعه" زیاد باشد، مواجه بودن با جامعه‌ای سرشار از نارضایتی جنسی، تبعیض و انواع خشونت‌های جنسی و وابسته به جنسیت دور از انتظار نخواهد بود.

این جورچین (پازل) وقتی تکمیل می‌شود که "حاکمیت" نیز در خصوص نیازهای تامین سلامت جنسی جامعه غیرمسئولانه عمل می‌کند. مداخلات غیرکارشناسانه و سطحی‌نگرانه حاصل از تفکری متصلب و یکسونگر، بدون در نظر گرفتن واقعیات جامعه؛ بی‌توجهی به آموزش جنسینگی متناسب با نیازهای گروه‌های مختلف هدف و کم‌توجهی به ارائه مراقبت‌های پیشگیرانه و درمانی برای تامین سلامت جنسی؛ تنها بخشی از این بی‌مسئولیتی است.

با وجود آن که از رفتار غیرمسئولانه مسئولین و سیاستگذاران به عنوان بخشی از حلقه مفقوده سلامت جنسی در کشور یاد شد؛ نباید از نظر دور داشت که تغییر نگرش و رفتار "افراد" در موضوع جنسینگی (sexuality) یا هر رفتار مرتبط با سلامت، تنها وقتی قابل تصور است که "حاکمیت" در این خصوص "مسئولانه" به وظایف خود عمل کرده باشد. عدم توفیق در مدیریت مناسب اپیدمی کرونا نیز نمونه دیگری از همین رفتار آینه‌ای و انعکاسی متولیان و مردم است.

 در این میان شاید اولین "مسئولیت" "مسئولان"، آموختن و توجه به نظرات کارشناسی و مبتنی بر شواهد علمی است. شاید اگر در اداره سایر امور کشور نیز به حد کافی مسئولانه عمل شده بود، امروز شاهد شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متفاوتی بودیم.        

پاسخ به پرسش یکی از مخاطبین محترم وبلاگ در خصوص اپیدمی کرونا

سلام

بنده از طرفداران پروپاقرص چندین و چندساله و قدردان زحمات بی‌منت شما هستم. درخواستی از شما دارم که لطفا با دانش و قلم شیوای خود درمورد این ویروس بسیار عجیب اظهارنظر فرمایید. ویروسی که معلوم نیست آیا حاصل دستکاری قدرتهای پلید شیطانی در جهان است که هر روز چیز جدیدی درمورد آن کشف می‌شود و باوجود پیشرفتهای علوم کامپیوتر و قدرت شبیه‌سازی و پردازش و ارتباطات سریع میان دانشمندان گاها پرمدعا هنوز که هنوز است هیچ خبری از درمان یا واکسن درستی از آن نیست. امروز در مقاله ای از یک سایت معتبر خارجی آمده بود که پزشکان در ابتدا فکر می کردند این ویروس تنها ویروسی تنفسی است درحالیکه بعدا معلوم شد که قلب، پانکراس، کبد، کلیه و مغز را هم هدف قرار می دهد! و اینکه درمان یافتگان در واقعیت هیچوقت به حالت قبل از ابتلا برنمی گردند و عوارض و اثرات دائمی روی آنها میگذارد.

چقدر امکان دارد این ویروس دستکاری شده توسط انسان باشد؟ یا اینکه منشا فرازمینی داشته باشد؟

و اینکه پیش بینی جنابعالی چیست؟

با سپاس

 

با سلام

از اظهار لطفتان سپاسگزارم. به شکل مختصر باید عرض کنم که در مورد منشاء ویروس، اغلب نظرات مطرح شده بالقوه "ممکن" هستند؛ اما به یک اندازه "محتمل" نیستند. جهش ویروسی و انتقال از میزبان حیوانی به انسان، فرم شناخته شده تری از ظهور عفونت های نوپدید است. این که پای ویروس از آزمایشگاه های تحقیقاتی به محیط بیرون باز شده باشد نیز چندان امر نامحتملی نیست (چه عامدانه و چه به واسطه سهل انگاری). ولی شخصاً به این فرضیه که گروهی بر اساس یک توطئه، ویروسی را ایجاد کرده باشند که مثلاً بر مناسبات اقتصادی یا سیاسی جهان تاثیر بگذارند چندان اعتقاد ندارم. دانش و فناوری این اقدامات اغلب (و صد البته نه همیشه!) در اختیار محققینی قرار دارد که نسبت به پیامدهای ناگوار و خارج از کنترل چنین بازی هایی آگاهی کافی دارند (مشابه حساسیت های فناوری هسته ای و به مراتب تهدید کننده تر).

   اما در مورد "پرمدعا" بودن فکر می کنم این صفت کمتر شایسته "دانشمندان" است و چه در سطح جهان و چه جامعه خودمان، هرچه افراد نسبت به موضوعات مهم، کم اطلاع تر هستند، پرمدعاتر ظاهر می شوند! دانشمند واقعی به اندازه ای که "می داند" حرف می زند و دلیل این که این روزها کمتر از پژوهشگران و دانشمندان می شنوید این است که واقعاً با پدیده ای نو و پررمز و راز سر و کار دارند. واکسن هایی که امروز به سادگی در اختیار ما قرار دارند حاصل زحمات متخصصین طی دویست سال گذشته هستند (ادوارد جنر در سال 1796 مایه کوبی آبله را آغاز کرد) و البته عمده آنها طی همین قرن اخیر به دست آمده اند. توقع آن که طی تنها چند ماه بتوان واکسنی "موثر" و "ایمن" برای این ویروس معرفی کرد، با واقع بینی فاصله جدی دارد.

   در مورد دستگاه های درگیر توسط این عفونت باید گفت که اغلب عوامل بیماری زا (پاتوژن)، اندام های خاصی را به عنوان هدف اختصاصی تحت تاثیر قرار می دهند، اما بسیاری از آنها به شکل سیستماتیک بدن را درگیر می کنند و از طریق خون می توانند عملاً به بافت های مختلفی سرک بکشند و در برخی از آنها ایجاد التهاب یا آسیب کنند. همانگونه که از ابتدای این اپیدمی مشاهده شد، به تدریج علائم متنوعی در بیماران ظاهر شد (مثل درگیری های پوستی یا عصبی و...) که سیستمیک بودن بیماری را تایید می کند. طبیعی است که برای ارزیابی عوارض دراز مدت لازم است مبتلایان تحت نظر قرار گیرند و پژوهش های آینده نگر به بخشی از سوالات ما پاسخ خواهند داد. ما هنوز در خصوص پایداری آنتی بادی های ایجاد شده در بدن مبتلایان نیز اطمینان خاطر نداریم و به همین دلیل موضوع احتمال عفونت مجدد یک بحث جدی است. به این ترتیب نمی توانیم به مقولاتی همچون ایمنی جمعی نیز دل خوش کنیم؛ گو این که با توجه به بالا بودن نسبی قدرت کشندگی عفونت، سپردن سرنوشت مردم به چنین پدیده ای نه علمی است و نه اخلاقی.

   با توجه به این حجم از "نادانسته ها"، بسیار مهم است که هم مسئولین کشوری و هم دست اندرکاران نظام سلامت و از همه مهم تر خود مردم بر "دانسته هایی" که می توانند مسیر این اپیدمی را تغییر دهند تمرکز کنند و بعضاً اینطور بی پروا، اصول علمی و بهداشتی مدیریت یک همه گیری را نادیده نگیرند. چرا که اگرچه پیش بینی زمان رهایی از این کابوس بدون داشتن داده های علمی کافی به دور از خردمندی است؛ اما بی توجهی به واقعیات یا کتمان آنها و عدم اطلاع رسانی درست و صادقانه، حتماً ما را در آینده ای بسیار نزدیک با کابوسی به مراتب بزرگتر مواجه خواهد ساخت. به همین دلیل، حال که برخی گوش ها در این کشور بسیار سنگین است، عاجزانه از خود مردم تقاضا می کنم که ملاحظات بهداشتی (به ویژه استفاده از ماسک و پرهیز از محیط های سربسته و شلوغ) را جدی بگیرند.

مناظره علمی در خصوص طب اسلامی و پزشکی مدرن

دکتر سید محمد خادم الحسینی/ دکتر سید علی آذین

این مناظره در تاریخ دوشنبه 8/2/1399 از سوی اندیشکده پایا وابسته به دانشگاه امام حسین (ع) و در محل پژوهشگاه امام سجاد (ع) برگزار شده است.

 

https://www.aparat.com/v/IxdBH

 

 

برای تشخیص کرونا چه آزمایشی بدهیم؟

 

بسیاری از افراد این روزها مشتاق هستند که در خصوص ابتلاء خود به بیماری کرونا اطلاع دقیق حاصل کنند؛ به ویژه اگر علائم بالینی مبهمی را نیز تجربه کرده باشند. به تازگی گاه به انگیزه های عجیب تری مثل داشتن مجوز برای شرکت در میهمانی ها هم برخورد می کنیم! ایده آل این است که وقتی از روشی تشخیصی استفاده می کنیم به نتیجه مثبت یا منفی آزمون، صد درصد اطمینان داشته باشیم. واقعیت این است که برای اغلب بیماری ها چنین روش های تشخیصی چندان در دسترس نیست و یا اگر باشد (که به آن روش استاندارد طلایی گفته می شود) سخت یا گران خواهد بود. به همین دلیل ما ناچار هستیم از روش های جایگزینی استفاده کنیم که خود محدودیت هایی دارند.

   دو مورد از مشخصه های اصلی آزمون ها "حساسیت" و "ویژگی" آنها است. حساسیت یک آزمایش به زبان ساده یعنی اگر 100 نفر یک بیماری را داشته باشند، چند نفر از آنها آزمایش مثبت خواهند داشت؟ ویژگی یک آزمایش نشان می دهد که اگر 100 نفر واقعاً بیمار نباشند، چه تعداد از آنها آزمایش منفی خواهند داشت. ممکن است تصور کنید که چه خوب است آزمایش هایی را در اختیار داشته باشیم که حساسیت و ویژگی آنها به طور همزمان هرچه ممکن است به صد درصد نزدیک تر باشد! اما واقعیت این است که این دو مفهوم برخلاف یکدیگر هستند؛ یعنی وقتی آزمونی خیلی حساس است (به عبارتی کسی به راحتی از دستش در نمی رود!)، آن وقت "ویژگی" آن کمتر می شود (به خیلی ها که واقعاً بیمار نیستند برچسب مثبت می زند!). پس این خیلی مهم است که ما به عنوان پزشک با چه هدفی از آزمایش ها استفاده می کنیم و آیا حساسیت برای ما مهم تر است یا به دنبال ویژگی بیشتر هستیم. گاهی مجبور می شویم در کار بالینی یا انجام غربالگری به وجود تعادلی در این دو مشخصه اکتفا کنیم.  

   این روزها از آزمایش های مختلفی برای تشخیص کرونا استفاده می شود (مثل عکسبرداری از قفسه سینه، سی تی اسکن، تست های بر مبنای نشانگرهای ایمنی شناسی، ویروس شناسی و ...) که در مراکز درمانی منطق خاص خود را دارد. اما برخی از آزمایشگاه ها هم با ارسال پیامک یا روش های دیگر، مردم را به انجام برخی آزمایش ها تشویق می کنند. بسیاری از افراد هم با نگرانی فراوان به دنبال دادن آزمایش حتی با هزینه های نسبتاً بالا هستند؛ اما اغلب آنها از محدودیت های این روش های تشخیصی و گاه حساسیت و ویژگی آزمون های پیشنهاد شده اطلاع چندانی ندارند و همه این مسائل و محدودیت ها با این فرض مطرح است که ما به استاندارد بودن کیت ها یا روش های تشخیصی و فرایند انجام آن نیز اطمینان خاطر داشته باشیم.

   این مطالب را عرض کردم تا در انتها چند توصیه کاربردی داشته باشم:

  • به هر آنچه که به ویژه در فضای مجازی در مورد روش های تشخیصی می خوانید یا می شنوید با دیده نقاد و با احتیاط بنگرید.
  • فعلاً هیچ روشی برای آن که یقین داشته باشید خودتان یا اطرافیان با ویروس تماس نداشته اید، وجود ندارد. بنابراین تا حد امکان در خانه بمانید و در فضای بیرون از خانه نیز فاصله فیزیکی و سایر ملاحظات پیشگیری را رعایت کنید. دادن آزمایش مجوز شرکت در میهمانی یا دیدن اقوام نیست!
  • بدون نظر متخصصین و وجود شرایط بالینی یا محیطی خاص، برای انجام آزمایش در این خصوص به آزمایشگاه ها مراجعه نکنید.
  • نتیجه منفی هیچ آزمونی تایید کننده این نیست که شما با ویروس تماس نداشته اید و صرفاً نشان می دهد که در زمان حاضر هنوز سیستم ایمنی یا دستگاه تنفسی شما واکنش قابل تشخیصی به عفونت نداشته است.

   بنابراین همه افراد باید نسبت به علائم بالینی گفته شده در مورد این بیماری (تب، سرفه و...) در هر شرایطی حساس باشند و برای حفظ سلامت خود و سایرین، به اصول پیشگیری که بارها از طریق رسانه های مختلف توضیح داده شده است پایبند باشند.           

پنجمین دوره آموزشی تربیت مشاور و درمانگر جنسی جهاد دانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی

با توجه به استقبال خوب علاقمندان از دوره مرداد ماه و تکمیل ظرفیت برنامه، دوره پنجم تربیت مشاور و درمانگر جنسی به امید خداوند در مهر ماه برگزار خواهد شد. داوطلبان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی با شماره های زیر تماس بگیرند:

09026297018

021224439865-9

دپارتمان سلامت روان

البته از آنجایی که دوره مذکور بر خلاف بسیاری از برنامه های تبلیغ شده در فضای مجازی، "جامعترین" و "بهترین" و "اولین" و ... نیست و سامانه فیلترینگ بسیار هوشمند ما ممکن است مثل مرتبه گذشته پوستر برنامه را مشمول مصادیق "فیلتر لازم" تشخیص دهد، از درج پوستر در وبلاگ معذورم.

 

فرصتی دیگر برای نو شدن

 

چند روز دیگر 4 سال از اولین مطلبی که دراین وبلاگ قرار دادم می گذرد. وقتی به لحاظ شخصی به موضوع نگاه می کنم علیرغم آن که دانش و توانمندی های آموزشی و بالینی خود را ارتقاء یافته می یابم ولی هنوز راه درازی پیش رو می بینم. اما شرایط محیطی به لطف خداوند و توفیق از سوی او به شکل جدی تغییراتی کرده است. حتی اگر کماکان نتوانسته باشیم توجه بخشی از مسئولین را به اهمیت این حوزه و لزوم نگاه عمیق، واقع بینانه و علمی به آن معطوف کنیم، شواهد متعددی وجود دارد که موید تغییر ذهنیت بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به زندگی جنسی خود است و مراجعه افرادی از دورافتاده ترین روستاهای کشور به کلینیک، خبر از گستردگی نیازی می دهد که به تقاضا تبدیل شده است.

   به دنبال آنچه در اولین مطلب سال 94 عنوان کرده بودم، فعالیت های بنده و جمعی از همکاران در سال 94 کماکان ادامه یافت و دستاوردهایی بعضاً بیش از آنچه پیش بینی می کردیم حاصل شده است، هرچند ناکامی هایی هم داشته ایم. اگرچه  مسئولیت اجرایی که پارسال به دنبال رهایی از آن بودم تنها یک ماهی است که محقق شده ولی طی سال 94 بیش از 300 ساعت کارگاه آموزشی اجرا شد که از نظر خودم دوره های فراگیر تربیت مشاور و درمانگر جنسی که با همکاری جناب آقای دکتر مرادیان و کمک موسسه نواندیشان آویژه و دانشگاه علوم بهزیستی برگزار شد، بهترین آنها بود (امیدوارم شرکت کنندگان هم احساس خوبی در مورد آن داشته باشند). به علاوه کارگاه ها صرفاً در تهران متمرکز نبودند و به ویژه از همکاری دانشگاه های علوم پزشکی البرز، قزوین و تبریز بسیار سپاسگزارم.

   کار بررسی و نهایی سازی خوشه واژه دوم سلامت جنسی نیز در فرهنگستان زبان و ادب فارسی تمام شد و تعدادی از واژه ها در جلسه اسفند 94 به تصویب رسید.

   در حالی که در فروردین گذشته از مذاکرات اولیه برای راه اندازی کلینیک سلامت جنسی در یکی از دانشگاه های تهران خبر داده بودم، خوشبختانه و با یاری خداوند و احساس مسئولیت مدیران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی امروز مقدمات ایجاد 13 کلینیک سلامت جنسی در دانشگاه های علوم پزشکی استان های مختلف فراهم آمده است و امیدوارم مراحل اجرایی آن هرچه سریعتر پیگیری و عملی شود. واضح است که این کلینیک ها در ابتدای راه به لحاظ تامین نیروی متخصص و استانداردهای لازم تا مدتی با چالش های جدی مواجه خواهند بود، اما ان شاءالله با پایش و ارزشیابی مستمر سعی خواهد شد تا کیفیت خدمات، قربانی گسترش کمی آن ها نشود. کلینیک سلامت جنسی هلال احمر نیز در مرداد 94 به همت برخی از دوستان قدیمی که از جهاد دانشگاهی هجرت کرده اند در مجتمع دارویی درمانی هلال شروع به کار کرد.

   نهایتاً آن که صدا و سیما و به ویژه تلویزیون که پیش از این تنها با روشن بینی یکی دو مدیر خاص گاه فضایی را برای حرکت در این عرصه ایجاد کرده بود (که از آن ها بسیار سپاسگزارم) با تولید برنامه "حریم مهرورزی" در شبکه آموزش به شکل رسمی تری به موضوع پرداخت، اگرچه نسبت به شرایط پخش و حتی محتوای آن نقدهای جدی وجود دارد. در این میان ظاهراً استخاره های مسئولین گذشته و فعلی شبکه سلامت کماکان خوب نیامده است! و معلوم نیست تکلیف چند برنامه ضبط شده چه شد؟!

   البته این مسیر با همه کامیابی ها و ناکامی های خود چندان نیز هموار نبوده است. بعد از کشمکش های مدیریتی که منجر به قطع همکاری بنده با کلینیک سلامت جنسی مرکز درمان ناباروری ابن سینا در سال 93 شد، دسترسی برخی مراجعین به من تا مدتی مشکل شد که البته اگر برخی کم لطفی ها نبود می توانست این گونه نباشد. از طرفی در حالی که بنده و برخی از همکارانم از انتقادهای سازنده و بحث علمی و کارشناسانه استقبال می کنیم و شواهد آن را در پاسخ من به یکی از اساتید محترم در همین وبلاگ مشاهده می کنید، عده ای مسیر دیگری را انتخاب کرده اند و با ارتباطات خود در نهادهای علمی و فرهنگی کشور دائماً در حال متهم ساختن و سم پاشی علیه هر آن کس هستند که با خط و خطوط فکری آنها هم آوا نباشد. متاسفانه این افراد اغلب از چهره هایی همچون من و دوستانم صاحب نفوذتر هستند و امکانات بیشتری نیز در اختیار دارند. به عنوان نمونه در حالی که مستند ساخته شده توسط کارگردان خوب کشورمان جناب آقای یاسر عرب با عنوان "یک پیشنهاد ساده" تنها یک بار در مجموعه فرهنگی سرچشمه اجازه اکران یافت (تا جایی که من خبر دارم)، فیلم از نظر من شبهه مستند "پشت صحنه" که به شکلی کاملاً غیراخلاقی مثل مصاحبه یک ساعته با برخی همکاران و استفاده از یک جمله از آن به شکلی گمراه کننده تهیه شده است، به طور وسیع در دانشگاه ها و احتمال می دهم برای برخی مسئولین به نمایش درآمده است. خوشبختانه امکان دسترسی به هر دو فیلم از طریق اینترنت فراهم است و مخاطبین فهیم، خود بهترین قضاوت را خواهند داشت. تهیه نقشه راه سلامت جنسی کشور نیز به دلائل مشابه، علیرغم نیت خیر معاونت اجتماعی وزارت کشور هنوز در وضعیت معلق به سر می برد.

   در ابتدای سال جدید آرزو می کنم که مسیر حفظ و ارتقاء سلامت جنسی در کشور هموار تر شود و بجای تقابل و به دور از گرایش های سلیقه ای و جناحی، همه همکاران و اساتید محترم در حوزه های سلامت، فرهنگ، قانون گذاری و ... با مشارکت و هم فکری و بر اساس شواهد علمی و ملاحظات ارزشی و فرهنگی و البته واقعیات جامعه، در این راه به شکلی مثبت اثرگذار باشند.       

 

 

سلامت جنسی: آیا وقت تجدید نظر فرا نرسیده است؟

سید علی آذین

 

امروز روز جهانی ایدز بود و مشتاق بودم که مطلبی در این خصوص بنویسم. اما روزهای پرمشغله ای داشتم و میسر نشد. دو هفته پیش که طی تنها دو روز موارد متعددی از بیماران مبتلا به تبخال های تناسلی یا اچ پی وی را به متخصصین عفونی کلینیک ارجاع دادم چنان بیش از پیش نگران شدم که یادداشتی را که مدتی قبل به دلیلی نوشته بودم بلافاصله برای هفته نامه سلامت فرستادم و دوستان هفته گذشته آن را منتشر کردند. روز جهانی ایدز را بهانه ای می کنم برای آن که آن را مجدداً در این سایت منعکس نمایم.

 

  

در حالی که تا چند قرن پیش زندگی انسان ها بسیار به تدریج دستخوش تغییراتی ملایم می شد، طی دو قرن اخیر بشر شاهد تغییرات شگرفی در نوع و فضایی که در آن زندگی می کند شده است. سرعت این روند نیز به شکل تصاعدی در حال افزایش است. با نگاهی به تاریخ این دو قرن، تحولات چشمگیر در علم و فناوری و به تبع آن سبک زندگی، مسکن، حمل و نقل، سلامت، محیط زیست و ... کاملاً خودنمایی می کنند. طبیعی است که این تغییرات بر مناسبات انسانی به شکل فردی و اجتماعی تاثیرات عمیق خواهند داشت. از طرفی Sexuality یا موضوعات مربوط با جنسیت همیشه بخشی جدایی ناپذیر از زندگی انسان ها بوده و طی دو قرن اخیر، هم بر تحولات سریع پیش آمده تاثیر گذاشته و هم به شدت از آن تاثیر پذیرفته است.

   در کشورهای در حال توسعه همچون ایران، عمده این تحولات تنها در همین قرن گذشته اتفاق افتاده و شتاب گرفته اند و به ویژه در کشور ما همیشه مسائل مربوط به جنسیت به شکلی حتی گاه افراطی از مناسبات قدرت در جامعه متاثر شده اند.

   آن چه در بیست تا سی سال گذشته در جهان اتفاق افتاده خود حکایت دیگری است. فناوری اطلاعات با در اختیار قرار دادن امکاناتی همچون شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی، مفهومی به نام جهانی شدن یا دهکده جهانی را پیش روی ما گذاشت. این واقعیت، همانطور که فرصت های بی بدیلی را برای جوامع مختلف به ارمغان می آورد، در بطن خود آسیب شناسی خاص خود را نیز به همراه دارد. اکثر تحولات زندگی ما چنین خاصیتی دارند. دویست سال پیش مسافت بین تهران و مشهد در یک ساعت و پانزده دقیقه طی نمی شد اما در عوض کسی هم هیچوقت به علت سقوط هواپیما کشته نشده بود!     

   به این ترتیب خردمندان عالم متوجه شدند که همگام با رشد و توسعه مادی، لازم است تا آسیب شناسی هر تحولی مدنظر قرارگیرد و برای کنترل آن تدبیری اندیشیده شود. سرعت بیشتر در حمل و نقل، مستلزم توجه به ایمنی در طراحی و ساخت وسائل نقلیه است. در کنار آن مقررات و بلاخره فرهنگ رانندگی باید شکل می گرفت و در استفاده کننده از فناوری نهادینه می شد.

   در خصوص تحولات مربوط به جنسیت و همچنین رفتار جنسی، چنین روندی در جامعه ما طی نشده است. گو این که با نیم ساعت رانندگی در شهر تهران متوجه می شوید که با گذشت نزدیک به صد سال از ورود خودرو به کشور در مورد سایر جنبه های زندگی نیز هنوز گرفتار همین معضل هستیم!

   مردم (از نسل پدربزرگ ها تا نوه ها) در زمینه رفتار جنسی، مسیر خود را طی می کنند و متاسفانه اغلب مسئولین در حوزه های فرهنگ، آموزش، سلامت، نظم و قانون و ... دانسته یا نادانسته تلاش می کنند تا به شکلی گاه کاملاً غیرموثر بر خلاف جریان آب شنا کنند و بعضاً چشمان خود را نیز بر واقعیت های جامعه امروز ما ببندند. توجیه اغلب این بزرگواران این است که آموزه های سنتی و دینی ما برای حل بحران های پیش رو کفایت می کند. اما اگر بپذیریم که یکی از همین آموزه ها این مفهوم از مولای متقیان حضرت علی علیه السلام است که "فرزند زمان خویشتن باش"، برای درک بهتر شرایط اجازه دهید که نگاهی بر پاره ای از واقعیات این "زمان خویشتن" داشته باشیم:

-          کودکان و نوجوانان ما در کوتاهترین زمان ممکن به داده های درست و غلط در خصوص مسائل جنسی دسترسی پیدا می کنند و روز به روز قدرت کنترل و نظارت والدین و مربیان بر رفتار آنها در حال محدود شدن است.

-          شرایط پیچیده زندگی کنونی (به لحاظ سکونت، رفت و آمدها، فضای مجازی و ...) کودکان و نوجوانان را به لحاظ خشونت های وابسته به جنسیت در معرض تهدیدهای بیشتری قرار داده است.

-          نوجوانان بسیار مستقل تر از قبل تصمیم می گیرند و رفتار می کنند و بخش مهمی از والدین و مربیان ما نفوذ کمتری بر آنها دارند و گاه حتی از پاسخ دادن به ساده ترین سوالات و قانع کردن آنها عاجز هستند.

-          فاصله سن بلوغ که با خود طوفان های جدی هویتی، روان شناختی، بیولوژیک و رفتاری را به دنبال دارد با ازدواج به ده تا پانزده سال رسیده است. به تدریج سهم بیشتری از جوانان از سن تجرد قطعی عبور می کنند و این که تصور کنیم همه این جوانان اوقات خود را با مطالعه کتاب و ورزش و فعالیت های دینی و اجتماعی می گذرانند و به لحاظ جنسی فعال نیستند خیال خامی بیش نیست.

-          توقعات جنسی در زنان و مردان به شدت تغییر کرده است و البته این موضوع به خودی خود منفی تلقی نمی شود. اما وقتی حد و حدود این توقعات و همچنین نحوه تعامل زوجین در این خصوص بر ناآگاهی و عدم مهارت استوار باشد و حتی بسیاری از زوجین قبل از ازدواج به موضوع هماهنگی جنسی نیز مثل سایر جنبه های شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی عنایت کافی نمی کنند، آن وقت آمار ناسازگاری ها که به انواع طلاق جنسی، عاطفی و قانونی و یا حتی بی تعهدی به پیمان ازدواج منجر می شود روز به روز افزایش می یابد.

-          در حالی که ملاحظات سلامت جنسی از دوران کودکی تا سالمندی نیازهای آموزشی خاص خود را دارد، آموزش های رسمی و غیررسمی در این حوزه با چالش ها و حتی سوء تفاهم های جدی روبرو است و کارایی برنامه های محدود موجود نیز (مثل کلاس های اجباری پیش از ازدواج) کاملاً قابل نقد است.

-          نیاز به تقاضا تبدیل شده اقشار مختلف در حیطه سلامت جنسی، بازاری بزرگ برای افرادی فراهم آورده که بیش از سلامت مردم به فکر پر کردن جیب های خود هستند. از آنجایی که نظام سلامت ما این نیازها را چندان به رسمیت نمی شناسد و خود برای تامین آن ها جایگزین و برنامه ای ندارد، امکان کنترل و نظارتی نیز برای خود فراهم نکرده است.

-          و بلاخره آن که انواع مداخلات بدون کارشناسی و پشتوانه علمی و پژوهشی، مبتنی بر سلیقه های مدیریتی یا نگرش های خاص و کاملاً شخصی طی دهه های گذشته، ضمن بی اثر بودن و اتلاف منابع، بخش مهمی از افراد را به نوعی در تقابل با این مداخلات تشویق کرده است. اگر امروز در دورافتاده ترین روستای کشور یک مادر فعالانه به دنبال تکمیل واکسیناسیون فرزند دلبند خود است به این علت است که توانسته به خرد، تدبیر و دانش متولیان سلامت در کشور اعتماد کند و با آنها همگام شود. آیا مداخلات ما در حوزه سلامت جنسی هیچگاه به ایجاد چنین دیدگاهی حتی نزدیک شده است؟! این را نیز نباید فراموش کرد که مسائل مربوط به جنسیت که با متغیرهای متعدد فرهنگی و اجتماعی در ارتباط است، به مراتب پیچیده تر از ایجاد ایمنی در افراد با تزریق واکسن است. در این خصوص حتی خبرگان نیز گاه تفاوت های جدی در دیدگاه های خود دارند و به همین دلیل است که مداخلات مبتنی بر شواهد باید ملاک عملکرد مسئولین باشد و نه صرفاً نظر افراد. به فرض داشتن نیت خیر و اهداف قابل دفاع، مداخلاتی همچون کشاندن پای جوانان به مراجع انتظامی و قضایی بخاطر نوع لباس (و حتی نه پوشش که توجیه شرعی دارد)، اصرار افراطی بر تفکیک جنسیتی، فیلترینگ غیرهوشمند و تلاش برای دور نگهداشتن جوانان از هرگونه اطلاعات در خصوص مسائل جنسی، ارسال پارازیت با این وسعت (به عنوان یک تجربه منحصر به فرد در دنیا) به لحاظ هزینه فایده (مادی و معنوی) تا چه حد ما را به اهداف خود رسانده است؟

   آیا وقت آن نرسیده که قبول کنیم ما تنها کشور اسلامی در دنیا نیستیم که می خواهیم برای اعتقادات دینی، فرهنگ و ارزش های خود احترام قائل باشیم؟ آیا مسیری که کشوری اسلامی مثل مالزی در این عرصه طی کرده است قابل دفاع تر و شایسته بررسی بیشتر نیست؟ چگونه است که امروزه باید شاهد باشیم که کشورهایی مثل بنگلادش و پاکستان با زیرساختها و سطح سواد غیرقابل قیاس با جامعه ما، از برنامه های به مراتب سنجیده تر در خصوص آموزش و کنترل رفتارهای جنسی پرخطر بهره مند هستند و حتی نسل های قبلی را که از نرخ بی سوادی بالایی رنج می برند با استفاده از همین نوجوانان آموزش می دهند. اگر به نوجوان و جوان ایرانی همین هویت، دانش، نگرش، مهارت و مسئولیت پذیری در رفتار را منتقل کنیم، ظرفیت کمتری دارند؟! و در نهایت آیا زمان تجدید نظر و فرزند زمان خویش شدن فرا نرسیده است؟!    

طریقت به جز خدمت خلق نیست

در فضای مجازی به مطلبی برخورد کردم که بسیار لطیف بود و حیفم آمد آن را به اشتراک نگذارم. شاید به سلامت روح و روان ما کمک کند.

آدرس لینک

http://pamej.blogfa.com/post/274

 

وبلاگ پامج

 

یارب! فردا صوفیان را چیزی خوش ده تا بخورند

آورده‌اند که ابوسعید ابوالخیر در نیشابور با جمعی بزرگان نشسته بود، چون استاد بلقسم قشیری و شیخ محمد جوینی و استاد اسماعیل صابونی. هر یکی سخنی می‌گفتند در آنک در شب وردِ ما چه باشد و به چه ذکر مشغول باشیم. چون نوبت به شیخ ما رسید از شیخ سؤال کردند که «وردِ شیخ در شب چیست؟» شیخ ما گفت: ما همه شب می‌گوییم: «یارب! فردا صوفیان را چیزی خوش ده تا بخورند.» ایشان به یکدگر اندر نگرستند و گفتند: «ای شیخ! این چه ورد باشد؟» شیخ ما گفت: «مصطفی صلوات الله و سلامه علیه گفته است: «إنّ اللهَ تعالی فی عون العبد مادامَ العبدُ فی عونِ أخیه المسلم». ایشان جمله اقرار کردند که وِردِ شیخ ما تمام‌تر است، و هیچ ورد ورای این نیست».
گفتند «از خلق به حق چند راه است؟» گفت «به عددِ هر ذرّه‌ای راهی است به حق امّا هیچ راه بهتر و سبک‌تر و نزدیک‌تر از آن نیست که راحتی به دلِ مسلمانی رسانی و ما بدین راه رفتیم» ١

 سعدی می‌گوید: 
کرامت جوانمردی و نان دهی است
مقالات بیهوده طبل تهی است 
***
به احسانی آسوده کردن دلی 
به از الف رکعت به هر منزلی 
***
طریقت به جز خدمت خلق نیست 
به تسبیح و سجاده و دلق نیست 

در این سبک از زندگي، این دو جمله از سخنان خانم سیمُون وِی- عارف و الهیدان مسیحی- نيز قابل فهم است:
«هر کس که بتواند نسبت به انسانی رنجدیده شفقت بی‌شائبه نشان دهد، یقیناً، واجد عشق به خدا و ایمان است؛ حتّی اگر سرِ سوزنی در فکر عیسی مسیح نباشد» 
و همچنين «هر تصوری از خدا که با عمل ناشی از محبت بی‌شائبه ناسازگار باشد تصور نادرستی است» ٢

و همه ما ميدانيم كه در فرهنگ ما ايرانيان، نیکی به خلق، تحصیل و جذب دل و بسط دلِ خرّم، بزرگ‌ترین هنر آدمی معرفی مي شود.

پ.ن:
١- اسرارالتوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید، محمد بن منور، تصحیح محمد رضا شفیعی کدکنی، انتشارات آگاه
٢- نامه به یک کشیش، سیمون وی، ترجمه‌ی فروزان راسخی، نشر نگاه معاصر 

25 آوریل/ روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان

 

۲۵ آوریل به عنوان روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان نامگذاری شده است. از آنجایی که خشونت های جنسی و وابسته به جنسیت (Sexual and Gender-Based Violence (SGBV از جمله مباحثی است که به امید خدا در این سایت به آن خواهیم پرداخت، یادآوری این موضوع را لازم دیدم.

   مصادیق خشونت علیه زنان بسیار است، ولی در حوزه سلامت جنسی موارد زیر از اهمیت بیشتری برخوردار هستند:

  • هرگونه فعاليت جنسي بدون رضايت طرف مقابل از جمله تجاوز جنسي (Rape)، اقدام به قصد تجاوز (Attempted rape)، هرگونه فعاليت جنسي با تهديد و اجبار (Sexual coercion) 
  •  خشونت در محدوده خانوادگي يا فاميلي (Domestic violence) در انواع فيزيكي، روحي رواني و اقتصادي
  • سوء استفاده و يا آزار و اذيت روحي رواني وابسته به جنسيت (Emotional abuse & harassment
  • ختنه و يا ساير آسيب هاي فيزيكي به دستگاه تناسلي دختران  (Female genital mutilation)
  • سقط هاي انتخابي بر حسب جنسيت جنين (Sex selective abortion)

   متاسفانه این خشونت ها موجب عوارض جسمی (تا حد مرگ)، روانی (تا حد اقدام به خودکشی) و اجتماعی (از جمله از دست دادن منزلت و موقعیت اجتماعی به ویژه در کشورهای در حال توسعه) شدیدی می شوند و اگرچه می توانند هر دو جنس را گرفتار کنند ولی سهم عمده این آسیب ها را جامعه زنان متحمل می شوند.

   اگر حقایق زیر را بپذیریم، به نظر من خود گام بزرگی است:

  1. خشونت جنسي در همه جوامع كمابيش وجود دارد، اگرچه اغلب موارد آن گزارش نمي شوند.
  2.  اغلب اوقات راه هايي براي كاهش و كنترل آن ها وجود دارند.
  3.  بايد براي رسيدگي و پيگيري موارد آن و حمايت از قربانيان اين حوادث راه كار قاطع و مشخص وجود داشته باشد.

 

لا یوم کیومک یا اباعبدالله

 

سید علی آذین

 

نقل است که جناب لقمان حکیم رضی الله عنه بطور متداول مشغول درس و بحث علمی بود و جمعیت کثیری از دریای معرفت او بهره مند می شدند. در مقطعی این استقبال کمتر شد تا جایی که روزی ایشان ماند و فرزندش. جناب لقمان که انگیزه ای جز رضای خداوند نداشتند، بی تفاوت به این امر، پسر خود را نشاندند و درس و وعظ را شروع کردند :

 "یا بنی لاتشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم ..."

   اگرچه از ساعت ها درس و بحث ایشان طی سال ها اثری به دست ما نرسیده است، اما خداوند به پاداش این اخلاص با ذکر نکات عمده آن جلسه در سوره لقمان (آیات 13 تا 20) یاد و نام او را جاودانه ساخت.

   شاید این مطلب سنخیتی با مباحث اختصاصی این وبلاگ نداشته باشد ولی نمی توانستم ببینم که این روزها بگذرد و ما یادی از آموزگار بزرگ خود نکنیم و به رمز استثنایی و جاودانه بودن آنچه در محرم سال 61 هجری اتفاق افتاد (حداقل از نظر من) اشاره ننماییم.

               نازم آن آموزگاری را که در یک نیمه روز       دانش آموزان عالم را چنین دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین               بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

   وقتی این روزها واعظین و مداحان (البته آن گروهی که می دانند چه می گویند!) از مصائب پیش آمده بر اهل بیت علیهم السلام می گویند بعید نیست که این سوال به ذهن آید که مگر درطول تاریخ چنین اتفاقاتی منحصر به فرد بوده است. اگرچه از جزئیات ظلم و جنایت در موقعیت های جنگی و یا حتی زندگی عادی مردم در قرون گذشته نقل قول های تاریخی زیادی موجود است که ممکن است برخی درست و بعضی نادرست باشند، سبعیت و درنده خویی ابناء بشر در دهه های اخیر را که یا با چشم خود یا از طریق امکانات رسانه ای متداول در این سال ها دیده ایم. حوادث ویتنام، کامبوج، صبرا و شتیلا، بوسنی و هرزگوین، دارفور، حلبچه یا آنچه طالبانیسم بر سر مردم افغانستان آورد و ده ها مورد دیگر همه نمونه هایی از این رسوایی ها است. نه تنها به کودک شیرخواره که بعضاً به مادر و جنین هم رحم نکردند.

   در پاسخ باید توجه داشت که تفاوت واقعه عاشورا با سایر روسیاهی های فرزندان آدم در طول تاریخ، صرفاً در آنچه اتفاق افتاده نیست (چیزی که متاسفانه این روزها بیشتر توجه مرثیه سرایان و مستمعین محترم را مشغول به خود می کند) گو این که همان ها هم خود هزار نکته باریکتر از مو دارد. اما تفاوت عمده را باید در شخصیت های این واقعه و انگیزه های ایشان جستجو کرد. به نظر من تبدیل کردن عاشورا به یک حادثه تاریخی که طی آن عده انبوهی عمال حاکم ظالم، به جور و جفا به جنگ کاروانی محدود شامل زن و بچه رفته اند و وحشیانه ترین رفتار را از خود بروز داده اند، اگر تنها از سر غفلت باشد، حداقل کم لطفی در حق حضرت اباعبدالله علیه السلام و یاران ارجمند ایشان است.

  تفاوت حماسه کربلا با سایر وقایع تاریخی در وجود نازنین خود امام حسین علیه السلام است. نه فقط از آن جهت که فرزند رسول خدا است. شخصیتش، معرفتش، علمش، بندگیش، خلوصش، دلسوزیش به حال بشر حتی دشمنانش و بسیار خصوصیات دیگر است که او را پدیده ای "خاص" می کند. حضرت اباالفضل العباس علیه السلام اولین برادری نیستند که در طول تاریخ جان خود را فدای برادر می کند و آخرین نیز نبوده اند. اما مقام و شخصیت این دو برادر است که جایگاه آن دو و فداکاری انجام شده را "خاص" می کند. مگر هر خواهری می تواند با وجود فقدان چنین برادرانی به مقام صبر و رضای جناب زینب سلام الله علیها برسد.

   لذا ای کاش در مراسم عزای حسینی، بجای تمرکز بر برخی جنبه های صرفاً روایی (که گاه مستند هم نیست) برای تحریک احساسات مردم به ساده ترین شکل، به معرفی شخصیت ها، جایگاه و منش آنها و بویژه نیات و خلوص این بزرگواران بپردازیم. هرگاه کسی نسبت به این جایگاه معرفت یافت، لاجرم بی اراده از اعماق قلبش شهادت می دهد که "لا یوم کیومک یا اباعبدالله".   

 

کالای لوکس !!

 

سید علی آذین

 

در مطالب قبلی اشاره کرده بودم که تامین سلامت جنسی به دو پیش نیاز درک درست از موضوع و احترام قائل بودن برای حقوق جنسی شهروندان نیاز دارد. تصمیم اخیر مسئولین در وزارت بازرگانی مبنی بر گنجاندن "کاندوم" در فهرست کالاهای لوکس و لابد غیرضروری نشان می دهد که نگرانی بنده بی دلیل نبوده است. در حالی که شخصیت های اجرایی (حتی شخص وزیر محترم بهداشت و مسئول اداره ایدز در وزارتخانه) و چهره های علمی و دانشگاهی (از جمله استاد بزرگوار سرکار خانم دکتر محرز) مرتباً نسبت به سرعت یافتن تغییر الگوی انتقال بیماری ایدز از تزریقات وریدی به رفتارهای جنسی پرخطر هشدار می دهند، ایجاد هرگونه محدودیت در فراهمی (Availability) (مثلاً کمبود در بازار)، دسترسی (Accessibility) (مثلاً افزایش قیمت) و بهره مندی و استفاده (Utilization) از این کالا با هیچ عذری قابل دفاع نیست. در روزهای اخیر این نگرانی خود را مستقیماً به اطلاع برخی مسئولین محترم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رسانده ام. امیدوارم سایر همکاران و رسانه های حوزه سلامت نیز نسبت به این تصمیم غیرکارشناسی شده و تهدید کننده سلامت همگانی واکنش نشان دهند.

درخواست همفکری

قرار شده است تا با همکاری چند نفر از اساتید بزرگوارم پانلی را در یکی از همایش های حوزه پزشکی با موضوع سلامت جنسی و تابوهای موجود ارائه دهیم. در کنار دانش و تجربه همکاران و نتایج مطالعات موجود (اگرچه بسیار محدود) نظر مخاطبین محترم این وبلاگ نیز برای من بسیار مهم است. خوشحال می شوم نظرات خود در خصوص تابوهایی که مانع تامین یا ارتقا سطح سلامت جنسی در جامعه ما می شود را منعکس فرمایید (به شکل کامنت خصوصی یا عمومی اگرچه مورد دوم ارجح است).

تاثیر امواج پارازیت بر اخلاق حرفه ای!

در برخی از سایت های خبری از قول بنده مطالبی نقل شده است که متاسفانه نشان دهنده عدم تعهد اخلاقی یا خطای حرفه ای و یا ناچیز شمردن اخلاق حرفه ای است. مسئولین باشگاه خبرنگاران، صحبت های من در حاشیه افتتاح کلینیک جدید در مرکز درمان ناباروری و سقط مکرر ابن سینا را طوری گزارش کرده اند که گویی چون اثرات امواج پارازیت بر افزایش بروز سقط جنین هنوز با یافته های پژوهشی مستند نشده است، پس جای نگرانی نیست و موضوع خاتمه یافته است. جای تاسف است که ادامه صحبت های من در خصوص این که چنین وضعیتی (ارسال امواج پارازیت با این طول موج و این وسعت جغرافیایی ) تا کنون در کمتر جایی تجربه شده است و لذا وقتی عوامل خطر بالقوه ای مثل یک مواجهه محیطی قابل حذف باشند حتماً باید در خصوص آن اقدام شود، اصلاً قابل انتشار نبوده است!

علت این کم لطفی هرکدام از سه دلیل مطرح شده در ابتدای سخن باشد، آدمی را به این فکر فرو می برد که ای کاش عده ای همه چیز را تا این حد به بازی نگرفته بودند.   

فعالیت های جنسی تا چه حد انرژی نیاز دارند؟

 

 

سید علی آذین

 

یکی از درخواست های رایج در کلینیک از طرف زوج ها، تجویز دارو و یا مکمل های غذایی به منظور تقویت بنیه عمومی یا جنسی خود و یا شریک زندگی است. به نظر می رسد باورهای قبلی رایج در جامعه، در کنار تبلیغات وسیع در خصوص محصولاتی با این ویژگی، به تحکیم و فراگیر شدن این خواسته کمک کرده اند. به ویژه در مورد مردان، چون فعالیت جنسی به خروج فراورده ای از بدن منجر می شود که از دیرهنگام به مفاهیمی همچون انرژی حیاتی یا مایع حیات بخش و ... منتسب می شد، این باور که فعالیت جنسی توانایی جسمی بالایی را می طلبد بسیار تقویت شده است. حتی در خصوص خاستگاه این مایع هنوز بسیاری از مردم به همان اعتقادات قدیمی باور دارند و بکار بردن عباراتی مثل مایع کمر تایید کننده این ادعا است.

   چنین باورهایی صرف نظر از این که به لحاظ علمی نادرست هستند، آسیب شناسی خاص خود را دارند که اجمالاً به دو مورد آن اشاره می کنیم:

الف) برخلاف تصور رایج، فعالیت جنسی بطور معمول به لحاظ جسمی چندان فعالیت سنگینی محسوب نمی شود. اگرچه میزان مصرف انرژی در جریان یک رابطه جنسی به عواملی همچون نوع، مدت و شدت فعالیت های مختلف و جثه فرد بستگی دارد، ولی مطالعات مختلف نشان می دهند که با وجود تنوع روابط، دامنه مصرف انرژی در مراحل مختلف یک ارتباط به مدت 30 دقیقه، بین 50 تا 150 کیلو کالری است (از یک رابطه ملایم تا رابطه ای بسیار فعال). وقتی این میزان را با انرژی لازم برای بسیاری از فعالیت های دیگر مقایسه کنید مشاهده می شود که این مقدار انرژی چندان قابل توجه نیست. مثلاً نیم ساعت کارهای معمول منزل مثل نظافت توسط یک زن یا مرد با جثه متوسط، حدود 135 کیلوکالری انرژی مصرف می کند. مایع منی دفع شده که علاوه بر اسپرماتوزوئیدها حاوی مقادیری آب، قند فروکتوز، اسید اسکوربیک (ویتامین ث)، اسید سیتریک، برخی پروتئین ها، ترکیبات قلیایی و کمی عنصر روی است بطور میانگین تنها حاوی 5 تا 7 کیلو کالری است و حداقل تا امروز اثری از شیره جان و انرژی خاصی در آن کشف نشده است!

   اعداد گفته شده وقتی بیشتر مفهوم پیدا می کنند که بدانید یک فنجان بستنی وانیلی بطور متوسط 300 کیلوکالری انرژی دارد. یعنی انرژی لازم برای دو بار ارتباط جنسی کاملاً فعال!

   بنابراین اگرچه در جای خود خواهیم گفت که خستگی، یکی از عوامل مهم کاهش میل جنسی و عدم رغبت برای رابطه جنسی است، ولی عدم توانایی جسمی به لحاظ بنیه در فردی که بیماری خاصی ندارد و از یک سطح سلامت عمومی خوب برخوردار است اغلب عذری ناموجه برای پرهیز از فعالیت جنسی است.

ب) حضور این باورهای نادرست در جامعه، فضا را برای سوءاستفاده عده ای فراهم می آورد. ارائه انواع محصولات تقویتی و مکمل ها و معجون ها که حداقل بنده هنوز نفهمیده ام که بنا است چه معجزه ای را به بار آورد شاهدی بر این مدعا است. اغلب ارائه دهندگان این محصولات نمی توانند شواهد علمی و پژوهشی قابل قبولی برای مکانیسم اثر و اصولاً اثربخشی محصولات خود ارائه دهند ولی البته ادعاهای برخی ازآنها سر به آسمان می ساید.

   در انتها به زوج های محترم توصیه می کنیم که نه بطور فردی چنین ذهنیتی را در خود داشته باشید و نه خدای ناکرده چنین ذهنیتی را مبنی بر عدم توانمندی جسمی در شریک زندگی خود ایجاد کنید. در عوض می توانید پول خود را خرج بستنی کنید!  

 

خوف و رجاء !

 

سید علی آذین

 

پیش از خواندن این مطلب لطفاً سری به این لینک بزنید:

http://mehrkhane.com/ShowContent.aspx?ContentID=3594

 

خلاصه مطلب آن که طبق گزارش خبرنگار پایگاه تحلیلی خبری خانواده و زنان (سایت مهرخانه)، برگزار کنندگان محترم نمایشگاه قرآن در کنار برنامه های فرهنگی و مذهبی این نمایشگاه، امکاناتی را مهیا کرده اند تا شرکت کنندگان بتوانند از خدمات مشاوره بهره مند شوند. تا اینجای گزارش بسیار امیدوار کننده است. تلاش برای نهادینه کردن فرهنگ مشاوره و استفاده از مشاور صاحب صلاحیت در برخورد با مشکلات، اقدامی بسیار ستودنی است. گزارش در ادامه عنوان می کند که دغدغه های جنسی، رایج ترین مسائل مطرح شده با مشاورین محترم بوده است. این موضوع نیز از نظر من و همکارانم که با مشکلات مردم در حوزه سلامت جنسی آشنا هستیم کاملاً پذیرفتنی است و چه خوب که دیگران چنین یافته هایی را اعلام کنند تا خدای نکرده وقتی ما نسبت به آسیب شناسی سلامت جنسی در جامعه هشدار می دهیم به بازار گرمی کردن و به فکر منافع شخصی بودن متهم نشویم.

   اما در این میان سوالی مطرح است. آیا مشاورین گرامی در کسوت هایی همچون مشاور خانواده، روان شناس و روحانی، خود آموزش ها و مهارت های لازم برای ارائه مشاوره جنسی را قبلاً دریافت کرده اند؟ آیا در برنامه درسی این رشته ها چنین مقوله ای به شکل رسمی و کارشناسی شده وجود داشته است؟ تجربه بنده در برگزاری شش دوره کارگاه سلامت جنسی برای این عزیزان من را به پاسخ مثبتی برای این سوالات نمی رساند. اگر پاسخ منفی است آیا خود این عزیزان به دنبال شرکت در دوره های حتی محدود و کوتاه مدت در این حوزه بوده اند؟

   فرایند مشاوره، ظرائف  و مهارت های خاص خود را دارد که شاید بسیاری از همکاران در این خصوص به مراتب مسلط تر از امثال بنده باشند، ولی به فرض فراهم بودن نگرش مناسب و دانش کافی در خصوص سلامت جنسی، وقتی صحبت از مشاوره سلامت جنسی پیش می آید، این ظرائف و ملاحظات جنبه های به مراتب پیچیده تری پیدا می کنند.

   غرض آن که اگرچه کم کم لزوم توجه به سلامت جنسی و آسیب شناسی آن جایگاه خود را پیدا می کند (یعنی انشاءالله که مسئولین به شواهد موجود بیشتر عنایت می کنند!)، بطور همزمان باید مراقب بود تا مردم درگیر تجربه آموزی و آزمون و خطای ارائه دهندگان خدمات مشاوره و سلامت نشوند. برای پیشگیری از چنین وضعیتی، باید با در نظر گرفتن این موضوع در برنامه درسی بسیاری از رشته ها (از جمله روان شناسی بالینی و حتی سایر گرایش های روان شناسی، مشاوره خانواده، مامایی، بهداشت باروری و از همه مهمتر پزشکان عمومی) چنین موضوعی گنجانده شود. بعلاوه باید توجه داشت که در بسیاری از موارد، مشکلات و اختلالات عملکرد جنسی به شکلی تنگاتنگ با یک مشکل پزشکی یا روان پزشکی همراه هستند و در نهایت این پزشک است که باید این دلائل را بررسی و در صورت لزوم درمان نماید. بنابراین مشاورین محترم باید کاملاً به موارد لزوم ارجاع افراد به سیستم پزشکی و حد و مرزهای روانی و جسمی مشکلات جنسی ( که تفکیک آنها اغلب خیلی هم آسان نیست!) مسلط و متعهد باشند. در غیر این صورت گاه چیزی جز سردرگمی مراجعه کنندگان و سرخوردگی آنها از پیگیری برای حل مشکل و البته آسیب روحی و خسارت مالی حاصل نخواهد شد.   

 

تناقض؟!

سید علی آذین

 

می دانم که این مطلب به مباحث قبلی بی ارتباط است، ولی حاوی احساسی شخصی و مناسبتی است که به عنوان فردی که حتی به موضوع سلامت نیز با دیده جامعه نگر می پردازد دوست داشتم آن را با مخاطبین وبلاگ در میان بگذارم و نظر آنها را نیز جویا شوم.

  دیشب شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان بود و بسیاری از مردم در مراسم دعا و نیایش شرکت داشتند. برنامه مسجدی که بنده توفیق حضور در آن را پیدا کرده بودم تا ساعت سه و پانزده دقیقه بامداد بطول انجامید. از آنجایی که فاصله مسجد تا منزل چندان طولانی نیست به نظر نمی آمد که برای رسیدن به منزل با مشکلی مواجه باشم. خیلی زود متوجه شدم که مسیر معمول بسیار پر ترافیک است و تصمیم گرفتم مسیر دیگری را طی کنم. مسیر دوم به مراتب شلوغ تر بود و من و دخترم کم کم متقاعد شده بودیم که قبل از اذان صبح به منزل نمی رسیم. مشاهده این حجم از انسان ها و اتومبیل ها در چنین ساعتی در سطح شهر من را عمیقاً به فکر فروبرد. سعی می کنم تمرین کنم تا در ارزیابی موقعیت های غیرمنتظره ابتدا به نیمه پر لیوان بنگرم. چه خوب است که علیرغم عملکرد از نظر من غیرقابل دفاع بسیاری از نهادهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هنوز در بخش وسیعی از جامعه اعتقادات و باورها ظاهراً تا این حد پررنگ و ملموس است. حتی می توان از این ترافیک لذت برد! اما نمی دانم با تناقضی که در ذهنم شکل گرفته است چه کنم؟!

   مگر شنبه صبح که هرکدام از ما به محل کار و به دنبال مناسبات اجتماعی خود می رویم با جماعت متفاوتی مواجه هستیم؟ اگر پاسخ منفی است، آیا نباید سوال کنیم که پس چرا نمود عملی این باورها و اعتقادات را در زندگی روزمره خود لمس نمی کنیم؟! مگر تاکید حضرت رسول اکرم (ص) بر این نبوده که برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث گشته اند؟ و مگر خداوند نشان بی بدیل صاحب "خلق عظیم" را به ایشان اعطا نفرموده است؟ آیا ما در روابط اجتماعی خود وقتی با کاسب، کارمند، کارگر، راننده، پزشک و... برخورد می کنیم، احساس می کنیم که با بخشی از این حجم قابل توجه از مردم که ساعت سه صبح به انگیزه ای اعتقادی در خیابان حضور دارند و خود را پیرو چنین پیامبری می دانند مواجه هستیم؟ متاسفم که من شخصاً کمتر چنین احساسی دارم و از طرفی می ترسم که خودم هم از جمله برخی دکتر جکیل ها و مستر هایدها باشم! شما چطور؟!

یک توضیح

 

سید علی آذین

 

خوانندگان وبلاگ مکرراً در نظرات خصوصی ابراز شده، تقاضا دارند تا سایت یا وبلاگهای مرتبط با موضوع سلامت جنسی را معرفی نماییم. به این منظور بنده علاوه بر سایت هایی که با آنها آشنا بودم، تلاش کردم تا پایگاه های اطلاعاتی جدیدی را نیز پیدا کنم. اما این که چرا در قسمت پیوندها کماکان تنها یک سایت معرفی شده است دلائلی دارد که به اختصار در مورد آنها توضیح می دهم.

   همانگونه که در مطلب نخست این سایت اشاره شد و در مطالب بعدی نیز مورد تاکید قرار گرفت، هدف ما ارائه مطالب معتبر (تا حد بضاعت و شواهد علم روز) و دارای پشتوانه پژوهشی است. البته ادعا نداریم که مطالب این وبلاگ خالی از اشکال است (مگر آن که خدای نکرده دچار خودشیفتگی شده باشیم که ظاهراً این روزها مرض شایعی است!). به همین دلیل نیز همواره از مخاطبین خواسته ایم که مطالب را نقد کنند و به ما نیز بازخورد و رهنمود ارائه فرمایند.

   از طرفی با وجود آن که موضوع سلامت جنسی یک حوزه بین رشته ای است، اکثر سایت های موجود در فضای مجازی توسط افرادی مدیریت می شوند که به یک رشته تخصصی ویژه عنایت دارند (مثلاً اورولوژی، زنان و زایمان، روان پزشکی و علوم رفتاری و ...) و طبیعی است که در سایت مربوطه به این جنبه از سلامت جنسی به شکل پررنگ تری پرداخته می شود. تا اینجای کار همه چیز طبیعی و قابل درک است. ولی اشکال از جایی شروع می شود که در کنار جنبه های تخصصی مربوطه، برخی مطالب مرتبط با سایر جنبه های سلامت جنسی با مستندات و شواهد ضعیف و حتی بعضاً نادرست ارائه می شوند. همین اشکال، ارزش اطلاع رسانی یک مطلب علمی را مخدوش می کند و به علاوه گاهی به استقرار و تثبیت یک ایده یا نگرش اشتباه در ذهن مخاطب کمک می نماید. مثلاً در کنار توضیحات مفید مربوط به سلامت روان در زمینه مسائل جنسی، به یک موضوع بیولوژیک پرداخته می شود که درست نیست یا برعکس.

   برخی از سایت ها که توسط همکاران محترم صاحب نظر و دارای تجربه اداره می شوند و مطالب بسیار مفیدی ارائه می دهند، اجازه داده اند تا محصولاتی در آنها تبلیغ شوند که کوچکترین پشتوانه علمی ندارند و حتی می توانند سلامت مردم را به خطر اندازند. گاه خود همکاران توضیح داده اند که مسئولیتی در قبال این محصولات نمی پذیرند. سوال بنده این است که پس چرا سلامت مردم را به دست عده ای سودجو می سپارید؟!

   تکلیف برخی از سایت ها هم که اصولاً توسط افراد خبره اداره نمی شوند و عزمی برای اطلاع رسانی درست ندارند و تنها به دنبال جذب مخاطب و گرفتن تبلیغ و ... هستند که مشخص است.

   به هر حال این توضیحات لازم بود تا برخی از خوانندگان گرامی تصور نکنند نسبت به درخواست آنها بی تفاوت بوده ایم. کماکان به جستجوی خود ادامه می دهیم و انشاءالله به معرفی پایگاه های اطلاعاتی مناسب خواهیم پرداخت.

 

                                                                                                شاد و سربلند باشید.     

 

اطلاعات اینترنتی/ مفید یا مضر؟!

سید علی آذین

پیرو مطلب قبلی که توسط همکار ارجمندمان ارائه شد، بی مناسبت ندیدم که مواردی را جهت خوانندگان محترم وبلاگ متذکر شوم. اگرچه امروزه از طریق اینترنت به اقیانوسی از اطلاعات در حوزه های مختلف دسترسی داریم، ولی باید مراقب بود که این اطلاعات الزاماً صحیح، مفید و کمک کننده نیستند. بلکه در موارد بسیار زیادی غلط بوده و حتی باعث آسیب به فرد می شوند. در موضوعات مرتبط با سلامت جنسی این خطر بسیار جدی تر است، چون تعداد منابع قابل اعتماد در مقایسه با سایر حوزه ها به مراتب کمتر است.

   این مهم است که در مواجهه با مطالب مندرج در فضای مجازی از تفکری نقاد برخوردار باشیم (البته ای کاش بتوانیم همیشه و در همه حال اینگونه باشیم!). توجه به این چند نکته می تواند در دستیابی به اطلاعات قابل قبول در خصوص سلامت جنسی کمک کننده باشد:

الف) سایت هایی که از تصاویر برهنه زنان یا مردان استفاده می کنند قابل اعتماد نیستند. بعید است سایت یا پایگاه اطلاعاتی که هدفش ارتقاء دانش و اصلاح نگرش و عملکرد شما در مورد رفتارهای جنسی باشد برای جذب مخاطب از چنین شیوه ای استفاده کند.

ب) با اطلاعات مندرج در سایت هایی که از ادبیات متناسب با فرهنگ و ارزش های اجتماعی (البته نه سلیقه ای!) استفاده نمی کنند نیز باید با احتیاط برخورد کرد.

ج) مراقب سایت هایی که از شما اطلاعات شخصی (مثل نام، آدرس، شماره تماس و بویژه شماره حساب بانکی) طلب می کنند باشید. دسترسی به مطالب خوب و مفید در اینترنت اغلب رایگان است!

د) مطالب علمی مرتبط با سلامت را ترجیحاً در سایت هایی جستجو کنید که به یک تشکیلات دانشگاهی، تحقیقاتی یا سازمان های مردم نهاد (NGOs) داخلی یا بین اللملی معتبر منتسب هستند(مثلا سازمان صلیب سرخ یا هلال احمر). صفحات مربوط به سلامت در سایت روزنامه های کثیرالانتشار نیز گاه کمک کننده هستند. به شرطی که محتوای آنها با دیدگاه پزشکی مبتنی بر شواهد تنظیم شده باشد و از همه مهمتر آن که اصولاً به سلامت جنسی هم توجه کنند!     

ج) سایت ها می توانند تنها به شما در دسترسی به اطلاعات کمک کنند، ولی نمی توانند بیماری شما را تشخیص داده یا درمان نمایند. بنابراین اگر محتویات یک سایت شما را تشویق به خوددرمانی و عدم پیگیری منطقی مشکل از طریق ارائه دهندگان صاحب صلاحیت خدمات سلامت می کند، خیلی به آن اعتماد نکنید.

د) نوجوانان عزیز باید توجه داشته باشند که اگر وبسایتی آنها را از طرح موضوعات و مشکلات مرتبط با سلامت جنسی با والدین و بزرگترهای قابل اعتماد و پزشک منع می کند، نمی تواند مشاور خوبی برای آنها باشد.

   حتی با ملاحظات گفته شده نیز نمی توان به صحت هیچ مطلبی به شکل صد درصد مطمئن بود، چرا که بخصوص در پزشکی ما با موضوع عدم قطعیت مواجه هستیم. به همین دلیل نیز هنوز حذاقت و تجربه درمانگر نقش و جایگاه مهمی دارد.

  در انتها بر نکته ای که قبلاً به آن اشاره شد تاکید می کنم که یک استفاده کننده از اطلاعات (مکتوب، الکترونیک و ...) باید ذهنی نقاد داشته باشد و بتواند با استفاده از دانسته های قبلی، بکارگیری عقل و منطق و در نهایت تحقیق و پرس و جو، درستی آنچه به او ارائه شده است را نقد و بررسی کند. در این صورت وقتی عده ای مثلاً مدعی می شوند که با استفاده از یک دمپایی قد شما را بیست سانتی متر افزایش می دهند با دیده تردید به آن می نگرید.    

 

اینترنت و درمان بیماری های جنسی!

دکتر فرهاد یغمایی

متخصص بیماری های عفونی

عضو هیئت علمی گروه پژوهشی عفونت های تولید مثل پژوهشگاه ابن سینا

 

بدلیل انگ (غیر منطقی) ناشی از بیماری های منتقله از راه جنسی، معمولا مبتلایان راغب هستند که بیماری خود را پنهان نگه داشته  و بجای مراجعه به پزشک متخصص و علنی کردن آن، رو به استفاده از درمان های خودسرانه  بیاورند .

   یکی از منابع رو به افزون درمانهای غیر منطقی، استفاده از مطالب وب و سایتهای اینترنتی است. در نظر بگیرید جوانی که مبتلا به سوزاک شده است و بدلیل آموزشهای غلط جامعه که منجر به انگاره های نادرست تر شده است مجبور است به دور از والدین و پزشک بدنبال راه حل درمان باشد.

   از طرفی در محیط مجازی، انواع سایت های غیر علمی و تجاری و ... با سر هم کردن چهار جمله و توصیف چهار علامت و معرفی نام دارو باعث اتخاذ تصمیمی در این جوان می گردند که می تواند نتایج گاه خطرناک و جبران ناپذیری داشته باشد . (متاسفانه داروخانه های ما از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را بدون نسخه تحویل می دهند و این نیازی به اثبات ندارد).

   نخست باید دید که آیا اصولاً می توان به شکل اینترنتی به تشخیص رسید یا خیر؟ دوم اینکه واضح است که در منابع اینترنتی که در حد اطلاعات افراد غیر پزشک نوشته می شود مسلماً صحبتی از عوارض دارو و تداخلات و ... به نحو بایسته ای صورت نمی گیرد. به عبارت  بهتر  تشخیص در پزشکی نوعی قضاوت همراه با بصیرت است و این مهم را با مراجعه به هیچ وبگاهی نمی توان مهیا کرد .

   درمان بیماری های منتقله از راه جنسی با سایر بیماری ها از جنبه های مهمی متفاوت است. به طور مثال اگر در مواردی شریک/شرکای جنسی به طور همزمان درمان نشوند درمان بی فایده خواهد بود و بیماری عود خواهد کرد .

   بنابر این شایسته است که این روش نادرست و گاه خطرناک که متاسفانه رو به فزونی است با آموزش و آگاهی بخشی لازم در جامعه تحت کنترل درآید.

 

 

کاملاً گیاهی! با خیال راحت مصرف کنید!!

روز گذشته در کلینیک نشسته بودم که نماینده یکی از شرکت های تولید کننده مواد آرایشی و بهداشتی جهت معرفی محصولات شرکت به من مراجعه کرد. تاکید ایشان و همچنین مطالب مندرج در جزوات اطلاعاتی در خصوص محصولات بر این بود که این فرآورده ها کاملاً گیاهی است و هیچ ضرری ندارند! متاسفانه وقتی از ایشان در مورد ترکیبات گیاهی بکار رفته در این محصولات سوال کردم، اطلاعات مناسبی در این خصوص ارائه نشد (یعنی اصولاً در اختیار نداشت). برای ایشان توضیح دادم که به عنوان یک پزشک، نمی توانم فرآورده ای را برای مراجعه کننده به خود تجویز کنم که اطلاعات کافی در خصوص ماهیت  و عوارض احتمالی آن ندارم و طبیعتاً امکان ارزیابی فوائد استفاده از آن در مقابل عوارض احتمالی برایم فراهم نیست.

   در کنار موجی از تبلیغات در مورد فراورده های مختلف با ادعای تاثیرات شگفت آور بر جنبه های مختلف امور جنسی در رسانه های مختلف، تاکید بر گیاهی بودن و بی ضرری آنها بسیار جلب توجه می کند. گویی این مسلم است که اگر محصولی گیاهی باشد دیگر سلامت آن تضمین شده است! آیا واقعاً اینگونه است؟

   در این که بسیاری از داروها چه در گذشته  و چه در حال حاضر از منابع گیاهی تهیه می شده و می شود جای هیچ تردیدی نیست. اگر غیر از این بود شاید مالاریا هنوز با همان شدت قبل در حال قربانی گرفتن بود. چه کسی می تواند نقش ترکیبات دیژیتالیس را در نجات جان هزاران بیمار قلبی نادیده بگیرد؟ اما باید توجه داشت که بطور همزمان، هزاران تن نیز با مصرف مواد گیاهی که برای انسان سمی محسوب می شوند جان خود را از دست داده اند! این که یک فراورده از ترکیبات گیاهی تولید شده است به هیچ عنوان نشانه سالم بودن آن و عدم نیاز به تایید امکان مصرف آن با پژوهش ها و شواهد علمی نیست. وقتی مخلوطی از ترکیبات گیاهی (مثلاً  به شکل یک جوشانده) توسط فردی مصرف می شود، آیا کسی از مواد موجود در آن ملغمه و میزان هریک و دوز موثر و یا خطرناک آن مواد خبر دارد؟ این در حالی است که مواد موثر موجود در یگ گونه گیاهی و حتی مقدار آنها می توانند بر حسب خاک منطقه رشد گیاه و شرایط جغرافیایی و آب و هوایی آنجا متفاوت باشند.

   ممکن است این سوال پیش آید که اجداد ما سال ها ازهمین ترکیبات استفاده کرده اند و پاسخ گرفته اند، پس چرا ما باید نگران باشیم؟ در پاسخ باید گفت که پیشرفت دانش و فناوری، این امکان را برای ما فراهم آورده است که از این نعمت های الهی به شکلی بهینه (یعنی با کشف و استخراج مواد موثره در هر گیاه و استحصال آنها) و ایمن ( پس از طی مراحل پژوهشی و کارآزمایی های لازم و با دوز مناسب) استفاده نماییم. لذا پذیرفتنی نیست که با مصرف این مواد به همان شیوه قدما، خود را با عوارض احتمالی مصرف آنها روبرو کنیم.

   خوشبختانه درحال حاضر داروهای با منشاء گیاهی متعددی پس از طی مطالعات علمی و کسب مجوزهای لازم از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حال تولید بوده و در داروخانه ها در دسترس هستند و مرتباً نیز بر تعداد آنها افزوده می شود. اما باید توجه داشت که این نگرش اشتباه در جامعه، مبنی بر این که محصولات گیاهی ایمن و بدون ضرر هستند و می توان با خیال آسوده از آتها استفاده نمود باید تصحیح شود.    

 

فرزند زمان خویشتن باش

مطلب قبلی شاید به نوعی مقدمه ای برای موضوعی بود که در این نوشته می خواهم به آن بپردازم  (لذا لطفاً قبلاً آن را مطالعه کنید) و اگر متن این بار کمی طولانی شد خواهش می کنم ضمن پذیرش پوزش من، مقداری صبر و تحمل بفرمایید و تا انتها آن را تعقیب کنید.

   یکی از خوانندگان محترم وبلاگ از طریق ایمیل برای من دو کتاب و یک فایل ویدئویی در خصوص آداب نکاح ارسال کردند و توضیح زیر را ارائه نموده اند که من عیناً نقل می کنم:

"بنام خدا

از طرف یک دوست محقق
آداب نکاح

سلام  کاش همه این ها رو قبل ازدواج می دونستند تا این همه معلول و ناقص الخلقه و مریض مادرزاد وجود نداشت
موفق باشی،

اگر دوست داشتی برای دوستانت هم بفرست "

   دو کتابی که ایشان ارسال کرده اند حاوی روایاتی از معصومین علیهم السلام است که به نوعی در آنها به مسائل زناشویی و سلامت جنسی پرداخته شده است. جمع آوری این روایات و ارائه آنها به خودی خود کار ارزشمندی است و جای تقدیر دارد. اما نویسندگان این مطالب در ضمن بیان این روایات به ادعاهایی پرداخته اند که جای تامل دارند. برای مثال به این قسمت از مقدمه کتاب "گلبرگ سلامت" به قلم سرکار خانم رضوانی اصل و سرکار خانم مددی توجه بفرمایید:

" ... تغییر سریع نظریات علمی، سست بودن پایه فرضیات آن را اثبات می کند. شتاب تغییرات در نظریه های علمی در بخش طب به حدی است که به هیچ وجه نمی توان ساختمانی متکی به آن طراحی کرد به نحوی که تقریباً سالانه سی درصد [از] نظریات تغییر می کنند و این تغییرات به صراحت، غلط بودن نظریات قبل را اثبات می کند ..."

در ادامه اینطور ادعا می شود:

"اگر افراد جامعه بطور کلی از انجام دستورات این سیستم روی برگردانند قطعاً از اشتباهات بزرگ در امان هستند و چون موضوع علم طب حفظ و حراست [از] جان انسان ها است، پس [با] عمل نکردن [به] دستورات علمی موجب حفظ جان خود گردیده اند. هرگاه کتب مرجع طب را پس از ده سال بررسی کنیم تغییراتی در حد هفتاد درصد در آن مشاهده می کنیم. به هر حال تکلیف چیست؟ آیا ما نیز باید تابع اشتباه های مکرر این سیستم علمی حاکم باشیم و هر روز هزاران نفر را فدای جهل و خطاهای توجیه شده در سیستم درمانی نماییم. حد پایانی این تبعیت کورکورانه کجاست؟ گرفتن سم تکراری از دست دشمن دوست نما و بوسیله دوستان و با اخذ هزینه های گزاف و هدیه جان ناقابل تا چه زمانی باید ادامه یابد؟! "

   سپس با ذکر یک خاطره از یک طبیب، اینگونه نتیجه گیری می شود:

"می خواهم بگویم شما هم می توانید مانند این آقای دکتر یکباره دست از اطلاعات ناقص جاری بشویید و به قول ائمه و انبیاء علیهم السلام در زمینه بهداشت و درمان اعتماد کنیم. یقیناً این اعتماد ما ضمن این که موجب فهم عمیقتر اندیشه های آسمانی در حوزه بهداشت و درمان می گردد، بدون از دست دادن جان و مال ما را به ساحل سلامت تن و روان رهنمون خواهد ساخت و زمینه استقلال کامل بهداشت و درمان را فراهم خواهد ساخت."

    قبول این که انسانی محقق بتواند همه چیز را در عالم پزشکی تا این حد سیاه و سفید توصیف کند برای من بسیار مشکل است. لذا من برای رفع سوء تفاهم برای خودم، چند پرسش ساده از محضر ایشان و یا سایر اساتیدی که همینگونه می اندیشند  را در اینجا مطرح می کنم:

الف) مطالعات اپیدمیولوژیک متعدد نشان می دهند که طی چند قرن اخیر شاخص های سلامت مثل امید به زندگی (Life Expectancy) به ویژه در کشورهای توسعه یافته که مهد تحولات بزرگی مثل کشف آنتی بیوتیک ها یا شیوه های جراحی جدید بوده اند ارتقاء چشمگیری داشته اند. آیا این دستاوردها همه دروغین هستند یا برحسب تصادف حادث شده اند؟!

آیا این اتفاقی است که پزشکان هم نسل من تقریباً هیچکدام، یک بیمار مبتلا به سیفلیس مرحله سوم را از نزدیک ندیده اند؟ از جراحان محترم قلب سوال کنید آیا آمار بیماری های دریچه ای قلبی ناشی از تب روماتیسمی در کشور ما مشابه 40 سال پیش است؟ سوالاتی از این دست بی انتها است و وقت و حوصله خواننده این مطلب محدود.

ب) فرض را بر آن بگذاریم که مردم و مسئولین همه متقاعد شدند که توصیه شما برای بازگشت به نیمه آسمانی علم پزشکی و دست شستن از اطلاعات ناقص جاری را بپذیرند. آیا نظام سلامت کشور می تواند با داشته های طب سنتی، اسلامی، ایرانی یا هر اسم دیگری که روی آن بگذارید به نیازمندی مردم پاسخ دهد. بیمار دچار آپاندیسیت ما روی تخت اورژانس در حال به خود پیچیدن است. شما روش درمانی دیگری را به جز آپاندکتومی پیشنهاد فرمایید. دیگری به علت دکولمان پرده شبکیه چشم در حال از دست دادن بینایی خود است. او را چگونه نجات دهیم؟

ج) به عنوان شخصی که عمیقاً معتقد است که تعالیم قرآن و معصومین علیهم السلام سرشار از حکمت و آموزه های علمی و کاربردی است ( و همکاری من در همایش سلامت از دیدگاه قرآن کریم یکی از مصادیق آن است)، در تعجب هستم که با وجود این تعداد موسسه تحقیقاتی بعضاً اختصاصی در این زمینه وقتی در پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (sid.ir) عبارت "طب اسلامی" را جستجو می کنم، نتیجه به هفت مقاله تماماً مروری ختم می شود (انشاءالله اشکال از همکاران من است که مقاله های بیشتری نمایه نشده است). هر روایت معتبر از امام معصوم یک اعتقاد برای ما و یک فرضیه برای دنیای علم است. چقدر تلاش نموده ایم تا با زبان علمی قابل فهم برای اندیشمندان دنیا (مثلاً طراحی و اجرای کارآزمایی های بالینی) این آموزه ها را فراگیر کنیم؟!  آیا این ادعاهای بزرگ مبنی بر کفایت آنچه در اختیار داریم و لزوم  کنار گذاشتن آنچه علم امروز به جهان ارزانی داشته با این حجم فعالیت و تولید علمی هیچ تناسبی دارد؟

   در انتها یک نظر شخصی را مطرح می کنم. برای آسیب رساندن به یک مکتب، کافی است که از آن بد دفاع کنید یا مسائلی را به آن نسبت دهید که تناسبی با ابعاد آن ندارد. به عقیده من مقرر نیست که قرآن کریم و فرمایشات ائمه اطهار علیهم السلام به همه مسائل مربوط به پزشکی پاسخ دهند اگرچه سرشار از رهنمودهای ارزشمند هستند. قرآن قبل از هر چیز کتاب هدایت است و در خصوص امامان ما نیز همین نقش از همه پررنگ تر است. نمی دانم این روایت تا چه حد معتبر است ولی از کودکی وعاظ محترم داستان حضور "پزشک یهودی" بر بالین امیرالمومنین علیه السلام را برای ما نقل کرده اند.

   در کودکی کتابی داشتم به نام "فرزند زمان خویشتن باش" که به فرمایشی به همین مضمون از حضرت امیر علیه السلام می پرداخت. فکر می کنم در مورد این سخن باید بیشتر تعمق کرد.

 متصل کردن دین و قرآن و اعتقادات و فرمایشات معصومین علیهم السلام با تفکرات و ذهنیت های فردی و بعد هم تعمیم دادن این نظرات به اسلام از نظر من می تواند بسیار آسیب زا باشد. امری که قطعاً با نیت اساتید بزرگوار بنده فرسنگ ها فاصله دارد.

  در کنار پاسخ به سوالات فوق، این وبلاگ آماده انعکاس نظرات همه همکاران محترم در این خصوص است (با رعایت موازین مطرح شده در قسمت معرفی وبلاگ).      

"پزشکی مبتنی بر شواهد" به زبان ساده

سید علی آذین

 

باور کنید من اصرار ندارم که مطالب این وبلاگ را به شکل منفرد پیش ببرم، ولی چه کنم که ظاهراً همکاران من هنوز در حال گرم کردن خود هستند و فعلاً تنها به تشویق من کفایت می کنند! کمی بنده را تحمل کنید انشاء الله درست می شود.

حال موقعیت های زیر را در نظر بگیرید:

-           بسیاری از دوستان و اعضاء فامیل پزشکان و سایر ارائه دهندگان خدمات سلامت، به کرات این سوال را با آنها مطرح می کنند که "بلاخره ما به چه ساز شما برقصیم؟! یک روز می گویید فلان خوراکی برای بهمان بیماری خوب است، چهار روز بعد می گویید نخیر، هیچ فایده ندارد! یک روز می گویید این کار برای سلامتی مفید است، چند وقت بعد می گویید مضر است! تکلیف ما چیست؟"

-          به سراغ مجله و روزنامه و رادیو و تلویزیون و سایت های مختلف اینترنتی می رویم. مطالب زیادی در خصوص ابعاد مختلف سلامت در آنها به چشم می خورد. تبلیغات برای محصولات مختلف که این روزها در همه رسانه ها بسیار چشمگیر است به ویژه محصولاتی که به نوعی با سلامت جنسی در ارتباط هستند. واقعاً چگونه باید در مورد اعتبار مطالب، کسب اطلاع کنیم و یا راهنمایی بخواهیم؟

-          همیشه عادت داشتیم پشت شیشه عطاری ها لیستی از محصولات بعضاً با خواص جادویی را مشاهده کنیم (جالب اینجا است که ظاهراً اکثر آنها هم روی قوه باه تاثیر خیره کننده ای دارند!). این روزها در داروخانه ها نیز با حجم وسیعی از همین تبلیغات و البته با پوسترهایی بسیار خوش آب و رنگ مواجه هستیم. چند درصد از این حجم ادعا قابل اعتماد است؟  

-          همکاران ما نیز در طول زمان با سوالات متعددی روبرو بوده اند، مثلاً:

آيا مصرف چاي داغ موجب افزايش شانس ابتلا به سرطان مري خواهد شد؟

آيا محدود كردن نمك در رژيم غذايي باعث كمتر شدن شانس سكته قلبي مي‌شود؟

آيا مي‌توان در تشخيص مشكلات عروق كرونر بجاي آنژيوگرافي از MRI استفاده نمود؟ و ...

   پزشکی مبتنی بر شواهد (Evidence Based Medicine- EBM) دیدگاهی است که تکلیف ما را در برخورد با بسیاری از مشکلات ذکر شده مشخص می کند. در یک تعریف ساده، پزشكي مبتني بر شواهد يعني ادغام بهترين شواهد برگرفته از پژوهش (Best research evidence) با حذاقت و تجربه باليني (Clinical expertise) و آنچه كه براي بيمار مهم است (Patient values).

   به عبارتی برای توصیه امری و یا نهی از کاری باید شواهد علمی و پژوهشی قابل قبول داشته باشیم. طبیعی است که اگر بنا برشواهدی یک توصیه پزشکی مطرح شود و مدتی بعد شواهد قوی تری از مطالعات بیشتر و قوی تر آن را نقض کند، عمل طبق یافته های اخیر به مراتب خردمندانه تر است. به همین دلیل نیز ممکن است آنچه تا چند سال پیش درست تلقی می شد در اثر تحقیقات جدید و دامنه دار مورد نقد قرار گیرد.

   این هنر ارائه دهندگان خدمات سلامت است که با روزآمد نگهداشتن دانش خود و آگاهی از آخرین نتایج معتبر پژوهشی و در نظر گرفتن تجربه و حذاقت بالینی خود (که قطعاً ارزشمند است ولی برای تصمیم گیری کافی نیست.) و لحاظ نمودن دغدغه ها و توقعات هر بیمار (یا درخواست کننده هر خدمت مرتبط با سلامت) به ارائه خدمت یا راهنمایی مردم بپردازند. همانطور که مشاهده می کنید، پزشکی مبتنی بر شواهد بر آن نیست تا حرفه پزشکی را شبیه کار از روی کتاب آشپزی کند! ولی این دیدگاه به شکل هماهنگ با روش علمی در سایر علوم (که سال ها است امتحان خود را پس داده است.)، جلوی ادعاهای واهی و بدون شواهد علمی موضع می گیرد، حتی اگر موضوعی در پنجاه کتاب (و اغلب یکی از روی دیگری!) و طی ده ها و حتی صدها سال مطرح شده باشد. علاوه بر آن، به نزديكتر شدن زبان و ديدگاه‌هاي رشته‌هاي مختلف مرتبط با سلامت كمك مي‌كند به ويژه آن كه امروز، حيطه سلامت موضوعي كاملاً بين رشته اي است.

   نهایت آن که نه تنها ارائه دهندگان خدمات سلامت می توانند با دیدگاه پزشکی مبتنی بر شواهد و مهارت های لازم برای گردآوری و تفسیر شواهد و نتایج پژوهش ها، بهترین تصمیمات را در راهنمایی یا ارائه خدمات تشخیصی و درمانی به مردم اتخاذ کنند، بلکه توانایی مردم در جمع آوری اطلاعات مستند و نقد و ارزیابی آنها نیز در شرایط فعلی جزئی از سواد سلامت آنها محسوب می شود (به سواد سلامت به امید خدا بطور مستقل خواهیم پرداخت). البته در برابر این دیدگاه نظرات مخالفی نیز وجود دارند که شاید مطلب حاضر باعث شود تا صاحب نظران در همین وبلاگ نقدهای خود را مطرح کنند.